|
برای دوستان
برای کم شدن حجم صفحه اصلی در همه پستها باید ادامه مطلب را کلیک کنید |
|
بنام خدا بالاخره یه روزی باید برملا میشد که چرا تو اون انتخابات مجمع، برادر مالکی معروف رای نیاورد. یادتون هست که کجا رو میگم؟ همون انتخاباتی که بالاخره برگزار شد.(انتخابات شورای مرکزی) میگفتم. ایشون برای ریاست مادامالعمر کاندید شده بود که متاسفانه رای نیاورد. اما برادر ما، قبل از انقبلاب مخملی، دست به تحقیق میدانی زد و علل رو بررسی کرد. و این نتیجه همون تحقیقاته. بسمه تعالی برادر ارجمند جناب آقای مالکی سلام علیکم احتراما بدین وسیله، نتیجه تحقیقات میدانی که طبق قرار داد فیمابین به شماره (932/5ب88) انجام شده خدمتتان تقدیم میگردد. گزارش پایان پروژه تحقیقاتی شماره (932/5ب88): همانطور که صاحب پروژه نیز ابراز داشته است، وی برای پیروزی در انتخابات آن دوره، از دو مشاور خبره و یک عکاس ناشی استفاده میکرده و در این پروژه، نتایج کار یکایک آنها بررسی گردید. بعد از بررسیها، کارشناسان متوجه شدند که عکسهای گرفته شده آنقدر زیبا و دلفریب بوده که قاعدتا میبایست کلیه آراء جامعه نسوان را به خویش اختصاص میداده. عکس دلفریب برای باقی گزارش، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 8:23 توسط محمد بن
|
سلام دوستان
ببخشید اگر دیر آپدیت میکنم امروز میخواهم از اردو مشهد مهرماه ۸۸ بزنم که با دفتر فرهنگی برویم اولین پست در مورد قطار رفتن است. طبق معمول، یک قطار اتوبوسی داغون نیمه های راه بودیم که صدای جیغ و فریاد بچه ها بلند شد. جیغ و فریاد در نیمه های راه خوب اولش فکر کردیم به خاطر دوری راه است اما...(ادامه مطلب را بخوانید) ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:7 توسط محمد بن
|
بنام خدا
سلام دوستان عزیزم. بعد از مدتها دوری به دلیل مشاغل بیهوده سیاسی-فرهنگی-اجتماعی البته با مسئولیت محدود آمدم تا با چند عکس تازه لحظاتی هر چند کوتاه را خدمتتان باشم بی مقدمه بگویم همه چیز از همینجا شروع شد...
نقطه شروع ماجرا دیگر شما و ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 17:3 توسط محمد بن
|
سلام
هي ميخواستم چيزي ننويسم، هي گفتم خويشتن داري كنم. اما... اما اين پست آخر خون منو به جوش آورد. ديدم كساني ميخوان سياه نمايي كنن و يه وصله هايي بچسبونن به كسي كه هيچ وصله اي بهش نمي چسبه. منظورم همون صوفي صافي ضميرمونه كه چون يه عكس ازش به دست اوردن ميخوان براش پرونده سازي كنن. آره ديگه... اون چيزي كه خون منو به جوش آورده بود اين مطلب بود:به نقل از سايت شايعه افكن يادمان: حتی پشت سرش هم نماز میخوندن اما چه نمازی؟ همش ریا بود. فضا رو هم به یک رنگ خاص در آورده بودند و عدهای رو هم دور خودشون جمع کرده بودند. بیچاره آقا نعمت که اون وسط قربانی شد و فریب اینها رو خورد. ریاکاری آنهم بکمک رنگ خاص فضا بعضیها میگن از روی سادگیش بعضی هم میگن نه! ایشون ظاهرش مظلوم بوده ولی پشت پرده یه خبرهای دیگه است که من و تو ندیدیم نمیدونم. اما... ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 20:42 توسط سید
|
سلام دوستان
امیدوارم مطلب قبل در مورد انتخابات دفتر رو از این لینک خونده باشید. در هر صورت گفتیم که پیر مراد٬ دل بسته بود به تک و توک بچههایی که هنوز حرفشو گوش میکردند. البته درسته که پیر مراد جلو حرکت میکرد و در ظاهر همه بهش احترام میگذاشتند ولی از همون اول معلوم بود هدفشون چیه احترام ظاهری همه، پشت سر پیر مراد حتی پشت سرش هم نماز میخوندن اما چه نمازی؟ همش ریا بود. فضا رو هم به یک رنگ خاص در آورده بودند و عدهای رو هم دور خودشون جمع کرده بودند.
باقیشو در ادامه مطلب ببینید... ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 15:6 توسط محمد بن
|
|
|